تبليغاتX
*.:.بیا تا بارون باشیم.:.*
.:*~~__!!!کی می دونه حالا چشمات پشت پلکات صورت کیو می بینه!!!__~~*:.
خب به سلامتی امروز تولد امیر خان برادر علی پهلوان عزیزه
تولدشو تبریک میگم
راستش رو بخواید این آقا امیر فک می کنم یه دستی تو شعر دارن...اگه اون کسی که من فکر می کنم باشن که ماشاالله استعدادشون فوق العاده است
بعد از تولد آقا امیر می رسیم به بخش جذاب مژده مژده مژده
من و سپیده آریانی عزیزم قصد داریم که وبلاگ هامون رو تبدبل به سایت کنیم و ان شاءالله اگه خدا بخواد از شهریور سایت به طور کامل افتتاح میشه.
دوستای گلم هر پیشنهادی که در مورد سایت دارن رو حتما به من بگن،بالاخره این سایت مال شماست بنابراین باید مطابق سلیقه شما باشه!
در آخر از شهرزاد عزیزم تشکر می کنم به خاطر email
بازم می گم ممنون از کامنتاتون...حسابی منو دلگرم می کنید با نظرات قشنگتون
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 8:5  توسط شقایق  | 
سلام
خب می بینم که امروز تولد سیامک خواهانی عزیزه...بهترین نوازنده ویالون ایران!
از همین جا تولدش رو به همه تبریک میگم
انشاءالله که 100 ساله شه
راجع به متولدین مرداد سپیده جون یه مطلب گذاشته برین بخونید
afso0ngar.blogfa.com
راجع به لینک باکس بگم که این کدش
H:\web\linkbox.txt
ببخشید من سیستمم قاط زده لینک نمیده!!!
دوستانی که لینک باکسو در وبلاگ قرار بده لینک ثابت می گیرن و دوستان آریانی هم که روی چشم من جا دارن!اونا هم میگیرن
ممنون از کامنتاتون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 12:32  توسط شقایق  | 
اصلا من با این آهنگ بود که آریانی شدم.اون موقع فکرشم نمی کردم که اینجوری بشه...همه چیز یهو بریزه بهم من اون موقع خیلی بچه بودم واقعا این چیزا رو نمی فهمیدم ولی حالا می فهمم که چه بلایی سرم اومده و من اونموقع حتی سعی نکردم جلوشو بگیرم ...الانم دیگه خیلی دیر شده...پر شده غصه و غم تو سکوت و سیاهی شب آریان 4 رو خیلی دوست دارم ولی آلبوم قبلی یه آهنگ داشت که حرف دل من بود...اونجا که می گفت تمام رویای ...منی کاشکی لحظه ای تو رویای تو باشم تموم دنیای منی !هنوز هر وقت میشنومش بغضم می ترکه و میزنم زیر گریه (مگه میشه فراموش کرد؟مگه دست خود آدمه؟(ای کاش بود !بهار دل عاشق حتی تو خزون موندگاره...زهی خیال باطل...در مورد من که برعکسه بهار دلم شده خزون ...می دونی اون عشق و عطر دل انگیز پشت دیواری از سنگ و خاره...یا باید عشقو از دل برونی یا باید بمیری !!مگه میشه عشق رو از دل روند...؟!مگه میشه حتی یه بار بی عشقش نفس کشید...؟ !همون راه دوم خیلی بهتره تو این چند سال خیلی گریه کردم ولی هیچ کدومشون فایده نداشت هنوزم سبک نشدم،هنوزم بغض گلومو گرفته و داره خفم می کنه...حالا هی اینا بخونن بیا برگرد خونه ای از عشق بسازیم! بی تو با تو بودن شده شب و روزم بی تو اما یادت با منه هنوزم،تویی توی حرفام تویی تو نفسهام ولی جای دستات خالیه تو دستام...سخته بی تو با تو بودن سخته اما ....چاره ای نیست بی تو،با خودم،حرف می رنم با تو،بی خودم،حرفی نیست با تو،بی تویی،حرف می زند ...بی تو،با توام،حرفی نیست؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 14:34  توسط شقایق  | 
سلام دوستان!!!

حال شما؟خوبین همگی؟

امروز می خوام یه سوال بپرسم...ببینم شما واسه چی طرفدار آریان شدین؟

بذارین واضح تر بگم...طرفدار آریانید یا یکی از اعضای اون؟

اگه طرفدار یکی از اعضای گروهید...اگه از گروه بره شما هم آریانو ول می کنید؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:33  توسط شقایق  | 

من این وبلاگو نساختم تا همه ببیننش...نساختم تا بگم بابا منم هستم،منم طرفدار آریانم!

نه...من این وبلاگو ساختم تا بگم اون حرفایی رو که تو دلم مونده و داره دیوونم می کنه!

بار ها از خودم پرسیدم چرا آریان؟چرا علی پهلوان؟چرا من از یکی دیگه خوشم نیومد

چند ماه پیش دیدم که 5 سال از آریانی بودنم می گذره و من هنوز حتی 1 بار هم آقای پهلوان رو از تزدیک ندیدم.حتی یه بارم باهاش حرف نزدم

دیگه دارم می ترکم...یعنی بعد از این همه مدت حق ندارم یه بارم که شده باهاش حرف بزنم؟

حالا من چه حق داشته باشم چه نه اصلا شماره ای ندارم که بتونم با ایشون ارتباط برقرار کنم!!!

ای خدا...آخه من چه گناهی کردم؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 10:25  توسط شقایق  | 
سلام

امروز تو وبلاگ نسترن جون یه چیزی دیدم که چشممو گرفت!

مصاحبه با روزنامه کارگران

برید به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 21:29  توسط شقایق  | 

آروم آروم سپیده سر زد،قاصدک از راه رسید و در زد،می تپه قلبم می دونم این بار داره میاره خبری از یار،همه وجودم شده یه دیدار شادی تو چشمام شده پدیدار،اشکای شوقم بروی گونم قاصدک من بگو بدونم...

بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه، بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه

  بگو بگو بازم از عسل چشماش،از سبزی لبخند رو سرخی لبهاش،بگو آخه وقتی حرف از دل و یاره،تمومی نداره تمومی نداره...

 

تو تب وتاب چشم انتظاری تردید و شک خواب و بیداری،صدای پاهاش هر دم و هر دم گم میشه توی صدای قلبم

تو کوچه های سرد و قدیمی می پیچه عطر خوش نسیمی،قاصدک انگار می گه که این بار رسیده ای یار لحظه دیدار

 

بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه،بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که...

 

  تو تب وتاب چشم انتظاری تردید و شک خواب و بیداری،صدای پاهاش هر دم و هر دم گم میشه توی صدای قلبم

تو کوچه های سرد و قدیمی می پیچه عطر خوش نسیمی،قاصدک انگار می گه که این بار رسیده ای یار لحظه دیدار

 

بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه،بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه 

بگو بگو بازم از عسل چشماش از سبزی لبخند رو سرخی لبهاش،بگو آخه وقتی حرف از دل و یاره تمومی نداره تمومی نداره...
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:39  توسط شقایق  | 

سلام به همگی

حالتون خوبه؟

ببخشید که خیلی وقته آپ نکردم و وبلاگو ول کردم به امون خدا...آخه امتحان داشتیم و من وقت نداشتم!

بالاخره آریان 4 به بازار اومد با نام"بی تو،با تو"

جالب اینجاست که من وقتی رفتم تو سایت آریان دیدم که نوشتن اگه سایتی آهنگا رو برای دانلود گذاشته بود به ما خبر بدید...راستش من به جز این وبلاگ یه وبلاگ دیگه هم دارم که توش آهنگا رو می ذارم برای دانلود سایتای دیگه ای هم هستن که همین کارو می کنن...یعنی من تا حالا دزدی می کردم؟

به هر حال امیدوارم آریانی های عزیز به خصوص علی پهلوان همیشه موفق باشن و ما شاهد آریان 40 باشیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:37  توسط شقایق  | 

زمستان سال 1998 میلادی بود زمانی که برای اولین بار علی پهلوان، پیام صالحی را ملاقات کرد ، هر دو آنها در ارتش خدمت سربازی را بسر می بردند . در طی این دوره , ایندو بیشتر به علاقه مندیهای یکدیگر آشنا شدند , هردو شعر می گفتند ، آواز می سراییدند ، گیتار می نواختند و میخواندند . و این دوران زمانی بود که آنها شروع موسیقی پاپ ایران را بعد از انقلاب اسلامی مشاهده می کردند . هردو به این فکر افتادند که چه موقعیتی بهتر از این و تصمیم گرفتند تا فعالیت خود را در این ضمینه آغاز کرده ولی با شیوه و سبکی متفاوت. برای نهادینه کردن شکلی از این موسیقی , گروه موسیقی پاپ با نام " گروه آریان " تشکیل دادند .

آریان اولین گروه در این سبک و نوع بعد از انقلاب اسلامی بود . برای شروع گروهی متشکل از آواز ویولن , گیتار به سبک ایرانی, دو خواننده اصلی با لحن و نوایی متفاوت و در پشت این نواها آوازی از خانمها بعنوان همخوان تشکیل شد . علاوه بر این , غزل ها از بافت مخصوص با عباراتی ساده طراحی شدند تا یک طیف گسترده ای از جامعه را جذب کند . بر این اساس گروه با این ترکیب شروع کرد :

علی پهلوان ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / پیام صالحی ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / سیامک خواهانی ( ویولن ) / محمد رضا گلزار ( گیتاریست ) / برزویه بدیهی ( ضرب و پرکاشن ) / شراره فرنژاد ( گیتاریست و همخوان ) / ساناز کاشمری ( همخوان ) و سحر کاشمری ( همخوان ) .


در ابتدا تصمیم گرفته شده بود که , شهروز فرنژاد ( برادر شراره ) بعنوان نوازنده صفحه کلید و پیانو زن همکاری کند اما بسبب داشتن شغل پیشین و سابقه کاری , نینف امیرخاص ( نوازنده صفحه کلید , ارگ زن آشوری ) در مکانی از سوی سیامک معرفی شد تا جایگزین او شود و گروه تمرین هایش را با او از سر گرفت . بسبب فقدان در درام زن و ویولن سل در گروه , نیاز به اجراء این ریتم ویژه روی پیانو و ارگ بود .

برای بالا بردن سطح کیفی اجرائی کار ، گروه تمرینات مداوم و بسیار زیادی را انجام داد و تصمیم گفته شد تا مجوزی برای برگزاری اجرای زنده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته شود . بعد از زمانی , گروه موفق شد تا مجوز شعرها را بگیرد ولی در گرفتن مجوز و اجازه از شورای موسیقی وزارت ارشاد ناکام ماند .

کنسرت کیش و پیشامدهای آن :

پیام صالحی با کمک دوستانش موفق شد تا کنسرتی را در جشنواره خرید جزیره قشم ( منطقه آزاد ) تدارک ببیند که هیچ درخواست و مجوزی برای اجرای آن نیاز نبود .

سرانجام در 22 نوامبر سال 1999 گروه به روی صحنه رفتند و بدون هیچ چشم داشت مالی نمایش خود را اجرا کرد . اجرا بقدری موفقیت امیز بود که مسئول اداره کننده موسیقی این مراسم بعد از چند روز مجدداٌ از ایشان برای اجرا دعوت کرد , بدیهی است که این بار با پاداش همراه بود .

در طی این دوره , امیرحسین مستعد بعنوان گیتار باس ( بم ) به گروه ملحق شد.

فیلم اجرای ما توسط برخی تولید کننده های موسیقی مورد قبول قرار گرفت و در یک روز مناسب دو تن از شرکت ترانه شرقی به محلی که گروه موسیقی آریان درآنجا تمرین میکردیم ( زیرزمین منزل آقای پیام صالحی ) برای دیدن اجرای زنده ما آمدند , که یکی مدیر شرکت ترانه شرقی ( که در حال حاضر مدیر گروه آریان ) و دیگری شریک سابق ایشان آقای محمدرضا احمدیان ( موسیقیدان ) بودند .


بعد از مذاکرات , برای تهیه آلبوم و اجرای کنسرت قراردادی بسته شد . در این زمان , گروه آریان با مدیریت شرکت ترانه شرقی توانست مجوز اجرا روی صحنه را بگیرد و در اول آوریل سال 2000 در تهران به روی صحنه رفت .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 15:46  توسط شقایق  | 
علی پهلوان یکی از بنیانگذاران گروه موسیقی آریان که خواننده گروه نیز می باشد . آقای پهلوان متولد ۱۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۴ هجری شمسی صادره از تهران است . در خانواده کارمندی بزرگ شد . پدر بزرگوارشان کارمند وزارت کار بود . ساکن محله پاسداران تهران میباشد . دارای یک برادر کوچک تر از خود میباشد به اسم امیر .

ایشان متاهل هستن و اسم همسرشان خانم راحله میباشد و در دانشگاه با هم آشنا شدن . مهندسی کامپیوتر میباشد .

چگونگی آشنا شدن با موسیقی :

موسیقی را با ساز دف آغاز کرد ولی به دلیل پاره شدن پوست دفش دیگر به سراغ این ساز نرفت .

۱۷ ساله بود که شروع به یادگیری گیتار نزد استاد وفا فرجی کرد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 15:42  توسط شقایق  |