حال شما؟خوبین همگی؟
امروز می خوام یه سوال بپرسم...ببینم شما واسه چی طرفدار آریان شدین؟
بذارین واضح تر بگم...طرفدار آریانید یا یکی از اعضای اون؟
اگه طرفدار یکی از اعضای گروهید...اگه از گروه بره شما هم آریانو ول می کنید؟!
من این وبلاگو نساختم تا همه ببیننش...نساختم تا بگم بابا منم هستم،منم طرفدار آریانم!
نه...من این وبلاگو ساختم تا بگم اون حرفایی رو که تو دلم مونده و داره دیوونم می کنه!
بار ها از خودم پرسیدم چرا آریان؟چرا علی پهلوان؟چرا من از یکی دیگه خوشم نیومد
چند ماه پیش دیدم که 5 سال از آریانی بودنم می گذره و من هنوز حتی 1 بار هم آقای پهلوان رو از تزدیک ندیدم.حتی یه بارم باهاش حرف نزدم
دیگه دارم می ترکم...یعنی بعد از این همه مدت حق ندارم یه بارم که شده باهاش حرف بزنم؟
حالا من چه حق داشته باشم چه نه اصلا شماره ای ندارم که بتونم با ایشون ارتباط برقرار کنم!!!
ای خدا...آخه من چه گناهی کردم؟
امروز تو وبلاگ نسترن جون یه چیزی دیدم که چشممو گرفت!
مصاحبه با روزنامه کارگران
برید به ادامه مطلب
آروم آروم سپیده سر زد،قاصدک از راه رسید و در زد،می تپه قلبم می دونم این بار داره میاره خبری از یار،همه وجودم شده یه دیدار شادی تو چشمام شده پدیدار،اشکای شوقم بروی گونم قاصدک من بگو بدونم...
بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه، بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه
بگو بگو بازم از عسل چشماش،از سبزی لبخند رو سرخی لبهاش،بگو آخه وقتی حرف از دل و یاره،تمومی نداره تمومی نداره...
تو تب وتاب چشم انتظاری تردید و شک خواب و بیداری،صدای پاهاش هر دم و هر دم گم میشه توی صدای قلبم
تو کوچه های سرد و قدیمی می پیچه عطر خوش نسیمی،قاصدک انگار می گه که این بار رسیده ای یار لحظه دیدار
بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه،بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که...
تو تب وتاب چشم انتظاری تردید و شک خواب و بیداری،صدای پاهاش هر دم و هر دم گم میشه توی صدای قلبم
تو کوچه های سرد و قدیمی می پیچه عطر خوش نسیمی،قاصدک انگار می گه که این بار رسیده ای یار لحظه دیدار
بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه،بگو که تنگه دله دیوونه بگو از اون که آروم جونه
سلام به همگی
حالتون خوبه؟
ببخشید که خیلی وقته آپ نکردم و وبلاگو ول کردم به امون خدا...آخه امتحان داشتیم و من وقت نداشتم!
بالاخره آریان 4 به بازار اومد با نام"بی تو،با تو"
جالب اینجاست که من وقتی رفتم تو سایت آریان دیدم که نوشتن اگه سایتی آهنگا رو برای دانلود گذاشته بود به ما خبر بدید...راستش من به جز این وبلاگ یه وبلاگ دیگه هم دارم که توش آهنگا رو می ذارم برای دانلود سایتای دیگه ای هم هستن که همین کارو می کنن...یعنی من تا حالا دزدی می کردم؟
به هر حال امیدوارم آریانی های عزیز به خصوص علی پهلوان همیشه موفق باشن و ما شاهد آریان 40 باشیم
آریان اولین گروه در این سبک و نوع بعد از انقلاب اسلامی بود . برای شروع گروهی متشکل از آواز ویولن , گیتار به سبک ایرانی, دو خواننده اصلی با لحن و نوایی متفاوت و در پشت این نواها آوازی از خانمها بعنوان همخوان تشکیل شد . علاوه بر این , غزل ها از بافت مخصوص با عباراتی ساده طراحی شدند تا یک طیف گسترده ای از جامعه را جذب کند . بر این اساس گروه با این ترکیب شروع کرد :
علی پهلوان ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / پیام صالحی ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / سیامک خواهانی ( ویولن ) / محمد رضا گلزار ( گیتاریست ) / برزویه بدیهی ( ضرب و پرکاشن ) / شراره فرنژاد ( گیتاریست و همخوان ) / ساناز کاشمری ( همخوان ) و سحر کاشمری ( همخوان ) .
در ابتدا تصمیم گرفته شده بود که , شهروز فرنژاد ( برادر شراره ) بعنوان نوازنده صفحه کلید و پیانو زن همکاری کند اما بسبب داشتن شغل پیشین و سابقه کاری , نینف امیرخاص ( نوازنده صفحه کلید , ارگ زن آشوری ) در مکانی از سوی سیامک معرفی شد تا جایگزین او شود و گروه تمرین هایش را با او از سر گرفت . بسبب فقدان در درام زن و ویولن سل در گروه , نیاز به اجراء این ریتم ویژه روی پیانو و ارگ بود .
برای بالا بردن سطح کیفی اجرائی کار ، گروه تمرینات مداوم و بسیار زیادی را انجام داد و تصمیم گفته شد تا مجوزی برای برگزاری اجرای زنده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته شود . بعد از زمانی , گروه موفق شد تا مجوز شعرها را بگیرد ولی در گرفتن مجوز و اجازه از شورای موسیقی وزارت ارشاد ناکام ماند .
کنسرت کیش و پیشامدهای آن :
پیام صالحی با کمک دوستانش موفق شد تا کنسرتی را در جشنواره خرید جزیره قشم ( منطقه آزاد ) تدارک ببیند که هیچ درخواست و مجوزی برای اجرای آن نیاز نبود .
سرانجام در 22 نوامبر سال 1999 گروه به روی صحنه رفتند و بدون هیچ چشم داشت مالی نمایش خود را اجرا کرد . اجرا بقدری موفقیت امیز بود که مسئول اداره کننده موسیقی این مراسم بعد از چند روز مجدداٌ از ایشان برای اجرا دعوت کرد , بدیهی است که این بار با پاداش همراه بود .
در طی این دوره , امیرحسین مستعد بعنوان گیتار باس ( بم ) به گروه ملحق شد.
فیلم اجرای ما توسط برخی تولید کننده های موسیقی مورد قبول قرار گرفت و در یک روز مناسب دو تن از شرکت ترانه شرقی به محلی که گروه موسیقی آریان درآنجا تمرین میکردیم ( زیرزمین منزل آقای پیام صالحی ) برای دیدن اجرای زنده ما آمدند , که یکی مدیر شرکت ترانه شرقی ( که در حال حاضر مدیر گروه آریان ) و دیگری شریک سابق ایشان آقای محمدرضا احمدیان ( موسیقیدان ) بودند .
بعد از مذاکرات , برای تهیه آلبوم و اجرای کنسرت قراردادی بسته شد . در این زمان , گروه آریان با مدیریت شرکت ترانه شرقی توانست مجوز اجرا روی صحنه را بگیرد و در اول آوریل سال 2000 در تهران به روی صحنه رفت .
ایشان متاهل هستن و اسم همسرشان خانم راحله میباشد و در دانشگاه با هم آشنا شدن . مهندسی کامپیوتر میباشد .
چگونگی آشنا شدن با موسیقی :
موسیقی را با ساز دف آغاز کرد ولی به دلیل پاره شدن پوست دفش دیگر به سراغ این ساز نرفت .
۱۷ ساله بود که شروع به یادگیری گیتار نزد استاد وفا فرجی کرد .